در شهر کلاه بازها متعجب از دیدن افرادی که چهار یا شش دستی کلاه خود را بر سر، محکم نگهداشته بودند ، بناگاه دستی سریع کلاهم را از سرم برداشت و چون برق ناپدید گشت . نگاهها همه به سمت ِ سر ِ بی کلاه ِ من برگشت . همانوقت بود که باران ِ کلاه ، نشانه سر ِ بی کلاهم را از همه سو هدف گرفته و می بارید ... !!!
* * *
نگفتم حواست به اطرافت باشد؟ نگفتم عقلت را به چشمت محدود مکن؟ نگفتم عقلت را به گوش َت حد مگذار؟ نگفتم ... ؟ نه با چشم ِ سر . که با چشم ِدل ببین و دقت کن؟...
در دیده ها و شنیده ها گر باشی دقیق ، حقیقت ِ نهان را خواهی یافت و دروغ ِ دروغ بازان را ...
سخنان ِ ضد و نقیض بر تو آشکار خواهد شد گر بیندیشی.
حال که دو موتوره در حال ِ سوختنی ، هیچ زنراتور تغذیه کننده ای مگر اندیشه خودت کار ساز نخواهد بود !
بیندیش و مگذار بیش از این در مرداب ِ ... غرق شوی ...
|
+| نوشته شده توسط
... در سه شنبه پنجم خرداد 1388
|