
کاش میشد در بُعد زمان غرق شد و آنی رسید به " دلخواه " و ماند ...
هر بار که خواستم لحظه ای دل انگیز نگذرد یا دیر گذرد ، به پشت ِ جتی n موتوره چشم بر هم زدنی ، سپری شد ...!
و هر بار خواستم لحظات بگذرد سریع و فوری ، به پشت ِ لاک پشتی پیر و فرتوت و رو به موت نهاده شد ...!
عجیب آفریده ای است این " زمان " ...!!!

* * *
گفتند :
گذر ایام ،
خواهد برد از دل و از دیده
یادت را ...
بارش باران ،
خواهد زدود نام تو را
از دل و از ذهن ...
اینهمه زمان گذشت
اینهمه باران بارید و سیل روان ... و تو هنوز بوضوح در صف اول تصویر ...

و این تمام زیبایی تقدیم به تو مهربان
ادامه مطلب
|
+| نوشته شده توسط
... در سه شنبه بیستم مرداد 1388
|